سرعت دستگیری اطلاعات وزارت اطلاعات گروه تروریستی

سرعت: دستگیری اطلاعات وزارت اطلاعات گروه تروریستی اخبار اجتماعی

گت بلاگز اخبار سیاسی و اجتماعی روحانی به بعد از ۱۴۰۰ می‌اندیشید

برخی معتقدند رگه هایی از نارضایتی میان اصلاح طلبان و بدنه اجتماعی جامعه از عملکرد حسن روحانی بعد از انتخابات اردیبهشت ۹۶ به چشم می خورد که همین مساله موجب شده ا

روحانی به بعد از ۱۴۰۰ می‌اندیشید

روحانی به بعد از ۱۴۰۰ می اندیشید

عبارات مهم : سیاسی

برخی معتقدند رگه هایی از نارضایتی میان اصلاح طلبان و بدنه اجتماعی جامعه از عملکرد حسن روحانی بعد از انتخابات اردیبهشت ۹۶ به چشم می خورد که همین مساله موجب شده است تا او را به روحانی قبل از انتخابات و روحانی بعد از انتخابات تقسیم کنند.

روحانی به بعد از ۱۴۰۰ می‌اندیشید

بسیار راجع به ترکیب کابینه و گزینش استانداران بحث شده است هست. روحانی به خوبی واقف است اگر بعد از ۱۴۰۰ نیز خواهان حضور در عرصه سیاسی است باید همچنان مردم و اصلاح طلبان را حامی خود نگه دارد. بعد همان طور که بارها گفته شده است به عهد خود با مردم وفادار بماند و وعده های داده شده است و مطالبات مردم را با نهایت دقت به سر انجام برساند. روزها از پی هم درگذرند بنابراین باید منتظر ماند و دید که در آینده سپهر سیاست کشور عزیزمان ایران چه رخ دادهایی پیش خواهد آمد. جهت بررسی شرایط سیاسی کشور، ارتباط دولت با اصلاح طلبان و عملکرد دولت در چند ماهه اخیر «آرمان» با جهانبخش خانجانی سخنگوی وزارت کشور دولت اصلاحات و فعال سیاسی اصلاح طلب به گفت وگو پرداخته است که در ادامه می خوانید.

به نظر شما با توجه به شرایط بعد از انتخابات اگر اصلاح طلبان به قبل از اردیبهشت 96 باز می گشتند، بازهم از آقای روحانی حمایت می کردند یا استراتژی دیگری برمی گزیدند؟

اگر اصلاح طلبان مجال داشتند و شرایطی بود که می توانستند کاندیدایی را گزینش کنند که بیشترین همپوشانی و انطباق 100 درصدی را با مواضع آنها داشته باشد طبیعتا امروز این مباحث مطرح نبود. به هر دلیلی با توجه به شرایط کشور، آستانه تحمل و عدم تایید صلاحیت ها، همه اینها ما را مجبور کرد که در پروسه انتخابمان خیلی مبسوط الید نباشیم.

برخی معتقدند رگه هایی از نارضایتی میان اصلاح طلبان و بدنه اجتماعی جامعه از عملکرد حسن روحانی بعد از انتخابات اردیبهشت ۹۶ به چشم می خورد که همین مساله موجب شده ا

از این رو به دنبال شخصی بودیم که بیشترین انطباق را با نظر های سیاسی ما و در عین حال بیشترین انفکاک و افتراق را با رقیب داشته باشد. در چنین شرایطی آقای روحانی عالی ترین گزینه بود که به عنوان کسی که می توانسته در جهت نظر ها و برنامه های اصلاح طلبان تسهیل گر باشد، گزینش شد. به همین خاطر اصلاح طلبان نمی توانند از آقای روحانی انتظارات حداکثری د اشته باشند. ضمن اینکه روحانی نگفته من اصلاح طلبم و یا نظر های اصلاح طلبان را اجرا می کنم، ولی عهدی نانوشته میان اصلاح طلبان و آقای روحانی بود که اگر اصلاح طلبان نبودند آقای روحانی به هیچ وجه رأی نمی آورد. اگر هر کسی تحت هر شرایطی ادعا کند که مردم آقای روحانی را قبول داشتند و می شناختند یا آقای روحانی خود واجد چنین شاخصه هایی بوده دانش کافی در حوزه سیاست را ندارد.

بر این اساس با توجه به حمایتی که اصلاح طلبان و اصولگرایان معقول از آقای روحانی داشتند او توانست پیروز انتخابات شود. آرای خاموش و خاکستری نیز به واسطه اصلاح طلبان و جریانات متکی به این نظر به صحنه آمدند وگرنه جریان اصولگرا رأی ثابت خود را دارد و آرای گریزان یا بی شکل به حدی نیست که بتواند رقیب مشکل جهت اصلاح طلبان باشد. در این راستا باید منطقا بپذیریم که اگرچه آقای روحانی اصلاح طلب نبوده، ولی کاندیدای اصلاح طلبان بوده و پیروزی خود را مدیون اصلاح طلبان هست. از سوی دیگر اصلاح طلبان سهم خواهی نمی کنند ولی معتقدند که آقای روحانی عهدی بسته و اکنون پیروز شده است بعد به عهد خود پایبند باشد و عمل کند و اگر مانع و مشکلی در مسیر پایبندی مدیر جمهور به عهدش به وجود آمده براق با مردم در میان بگذارد و بگوید من نتوانستم، عهدی که با شما بستم را در اینجا محقق کنم.

بسیاری معتقدند که عملکرد مدیر جمهور بعد از انتخابات ناشی از نوع نگاه او به پرسشها است.

روحانی به بعد از ۱۴۰۰ می‌اندیشید

عده ای اعتقاد دارند که آقای روحانی به آرای مردم نیاز ندارد، بعد در نتیجه باید به سمت جریانی حرکت کند که بیشترین کمک را بگیرد. ممکن است آقای روحانی فکر کند جهت تحقق برنامه هایش موانعی وجود دارد و افرادی که این موانع را ایجاد می کنند طبیعتا در جهت مخالف اصلاح طلبان هستند. گرچه اصلاح طلبان ایجاد مانع نمی کنند البته ممکن است که نقد داشته باشند، ولی همراهی می کنند.

از این رو چون آقای روحانی از این همراهی اطمینان دارد در نتیجه به فکر رقبا و مخالفان خود هست. البته به نظر می رسد که این نظر تا حدی درست است و به دید خوشبینانه آقای روحانی جهت حل پرسشها کشور و گرفتاری های موجود ناگزیر است مخالفت رقبا را کم کند به همین علت در تلاش است با آنها ارتباط بیشتری داشته باشد. از سوی دیگر آقای روحانی به فرا این زمانی فکر می کند، کما اینکه این عنوان شاید این روزها جهت آقای احمدی نژاد نیز مطرح باشد که اینها فکر می کنند در چند سال آینده، کشور دچار تحولاتی خواهد شد و از این رو خود را در آن تحولات می بینند.

برخی معتقدند رگه هایی از نارضایتی میان اصلاح طلبان و بدنه اجتماعی جامعه از عملکرد حسن روحانی بعد از انتخابات اردیبهشت ۹۶ به چشم می خورد که همین مساله موجب شده ا

از این رو این تحلیل نیز وجود دارد که جهت به دست آوردن این جایگاه ها و یا همراهی با آن شاید نیاز باشد که با بعضی نهاد ها همگرا باشند. آقای روحانی فکر می کند اینها بیشترین حضور را در جریان رقیب اصلاح طلبان دارند چون اساسا اصلاح طلبان جزو سرمایه اجتماعی و مردم هیچ یک از این جایگاه ها را ندارند، بعد بهتر است او مردم را با طر ح ها و وعده های داده شده است با ادبیات خودم آرام کند و با جریانات موثر ارتباط برقرار کند. گرچه این نظر ها وجود دارد، ولی من نمی خواهم بگویم که صد درصد درست هست. چیزی که مهم است آقای روحانی نباید نسبت به نظر مردم نسبت به خود غافل شود و از وعده ها و عهدهایی که بسته غافل شود، چون اگر مردم حتی در فضای ذهنی خود احساس کنند که آقای روحانی به آنها پشت کرده و نظر آنها را به گوشه ای انداخته و اکنون ایده های فرا این زمانی دارد، ممکن است که جامعه این زمینه را جهت او فراهم نکند. کما اینکه در تاریخ انقلاب نیز سراغ داریم که افرادی سال ها و ماه ها جهت یک پست یا تصاحب یک قوه تلاش کردند، ولی افکار عمومی در کوتاه ترین مدت تصویر العمل نشان داده است.

از این رو اصلاح طلبان و آقای روحانی باید تلاش کنند که این تلقی ها در جامعه رواج پیدا نکند. مدیر جمهور به آنچه گفته عمل کند و مردم نیز از حمایت از او دست نکشند. وزرا نیز باید برنامه های محوله آقای روحانی را اجرا کنند و این طور نباشد که فکر کنند 8 سال به واسطه احمدی نژاد از قدرت دور بودند و اکنون که پست گرفته اند این مجال را فرصتی جهت تمنیات شخصی خود قلمداد کنند. تاریخ بیرحم است و قضاوت های درستی راجع به افراد می کند. چون مردم سریع می فهمند که چه کسی خدمت کرده و چه کسی جهت تصاحب پست و مقام آمده است.

روحانی به بعد از ۱۴۰۰ می‌اندیشید

برخی اصلاح طلبان مطرح می کنند که پیش از انتخابات به ٱقای روحانی چک سفید امضا نداده بودیم و از سوی دیگر نیز بعضی حامیان دولت مثل آقای واعظی نیز رأی آوری آقای روحانی به علت حمایت اصلاح طلبان را قبول ندارند، نظر شما چیست؟

البته شاید این پرسشها وجود داشته باشد، ولی احتمالا منظور آقای واعظی این بوده که اگر آقای روحانی نمی آمد شما صورت ای نداشتید که از او حمایت کرده و رأی به دست آورید. البته واقعیت این است که به هر حال جریانات اصلاح طلب عامل پیروزی آقای روحانی بودند و این توقع بی جایی نیست، گرچه ما به هیچ کس چک سفید امضا نمی دهیم.

از سوی دیگر حزب اعتدال و توسعه حزب خوب و جوانی هست، ولی هنوز در چالش های کلان و بحران های سیاسی قرار نگرفته که ببینیم تا چه حد توان مقابله با این قضایا را دارد. از این رو طبیعتا اعتدال و توسعه نیز در ساختار اصلاح طلبان قرار می گیرد. اگر به نیروهای این حزب نگاه کنید مشاهده می کنید که بدنه آنها اصلاح طلبی است و مسئولان آنها نیز قرابت نزدیک و دوستی صمیمانه ای با اصلاح طلبان دارند که نمی توان در فضای سیاسی آنها راست تلقی کرد. افرادی مثل آقای نوبخت، ترکان، بانک، و اعظی و علی جنتی را نمی توان راست تلقی کرد و برآیند آنها اصلاح طللبی هست. البته اینها نه اصلاح طلب دوآتشه بلکه معتدل هستند و اگر خیلی بدبینانه بگوییم اصولگرای معتدل هستند. در نتیجه بدون تردید اگر اصلاح طلبان نبودند قطع به یقین آقای روحانی پیروز انتخابات نبود. این مساله را حاضرم با ادله ثابت کنم. ستاد انتخاباتی آقای روحانی را تماما اصلاح طلبان می چرخانند و اصولگرایان گوشه ای از این ستاد را به صورت سمبلیک در دست داشتند.

با این تفاسیر می توان گفت که دکتر روحانی مدیون اصلاح طلبان است؟

من نمی خواهم واژه دین و مدیون را به کار ببرم چون همه ما مدیون مردم هستیم. احزاب اصلاح طلب و آقای روحانی مدیون مردم هستند و باید به عهدی که با مردم بستند عمل کنند. ممکن است آقای روحانی تاکتیکی را انتخابی کند که ما آن را غلط بدانیم. ما اختلاف راهبردی با آقای روحانی نداریم، ولی خود مدیر جمهور نیز می داند که اگر فاصله خود را با مردم و اصلاح طلبان و زیاد کند، تردیدی نیست که شرایط و نتیجه های حاصل از عملکردها مطابق انتظار نخواهد بود.

آقای روحانی نیز می داند که بدنه اجتماعی چه می خواهد، ولی خوشبینانه این است که او تلاش می کند جهت حل بعضی از معضلات مخالفت زیان دیدگان از انتخابات را کم کند و ضدیت آنها را کم کردن دهد. البته اگر این امر در جهت حل معضلات و پرسشها مردم باشد کاری پسندیده هست، ولی اگر جهت در قدرت ماندن باشد کار خطایی هست، چون رقبا نیز چنین کاری را صادقانه نمی دانند و به نظر می رسد که چنین اعتباری را به آقای روحانی نبخشند .

اخیرا بعضی مطرح کردند که باید کم کم اعتدالگرایی جایگزین اصلاح طلبی شود. با تعریف شما از اعتدال تمامی افرادی که عقبه اصولگرایی دارند و بنا به شرایط زمانه و اقبال مردم به سمت نظر های اصلاح طلبانه روی آورده اند باید اعتدالگرا باشند نه اصلاح طلب. ارزیابی شما چیست؟

اعتدالگرایی جریان نیست بلکه شیوه و مشی هست، ولی جریان اصولگرا و اصلاح طلب دو جریان فکری و اندیشه ای هستند. اصلاحات جریانی توسعه گرا و اصولگرایی جریانی محافظه کار هست. تفاوت اصلاح طلبی با اصولگرایی در عوض کردن مشی نیست. ممکن است آقای لاریجانی و… در مشی سیاسی خود روش اعتدالی و عقلانی را گزینش کرده باشند، ولی به لحاظ مانیفیست فکری و استراتژی کلان سیاسی هنوز نمی توان تلقی کرد اینها به لحاظ بینشی نظر اصلاح طلبانه یا اعتدالگرایانه دارند.

البته اساسا اصلاح طلبان نیز اعتدالگرا هستند چون آنها بودند که از مواضع تند و افراطی خود دست کشیدند و به آیت ا… هاشمی نزدیک شدند. اگر آیت ا… هاشمی را شاخص جهت اعتداگرایی و اصلاح گرایی معقول بدانیم این دوستان اصلاح طلب بودند که به آیت ا… نزدیک شدند و آیت ا…. نیز مواضع روشنگرانه و روشنفکرانه ای را اتخاذ کرد. اینها با هم به نوعی در فرایند وقت نزدیک شدند و جریان فکری مناسبی را به وجود آوردند.

البته اصولگرایان معقول نیز در تاکتیک ها و عمل به ما نزدیک شده است اند، ولی هنوز به لحاظ فکری با آنها دچار مسئله هستیم. نگاهی که اصلاح طلبان به توسعه گرایی، پیشرفت و نظر های متفاوت در جامعه دارند، ممکن است با نظر های فرهنگی آقای مطهری و لاریجانی متفاوت باشد. از این رو ما هنوز یک مشی براق سیاسی در ارتباط با اقتصاد و فرهنگ از جریانات دیگر ندیدیم. هنوز مواضع حزب اعتدال و توسعه به طور صریح و آشکار مشخص نشده یا کنگره ای برگزار نکردند یا آقای لاریجانی و دوستانش هنوز می خواهند تشکیل حزب دهند. بعد نمی توان آنها را هم وزن جریان اصلاحات قرار داد.

احزاب اصلاح طلبی مثل حزب عاملان سازندگی که مشی اقتصادی و سیاسی شفافی ارائه داده یا اتحاد ملت و سایر احزاب در ارتباط با حوزه های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی متفاوت مواضع شفافی دارند، ولی اصولگرایان و اعتدالگرایان هنوز چیزی به عنوان سند مواضع بیرون ندادند که به دموکراسی، آزادی های اجتماعی، هنر، ادبیات و آزادی های مدنی چگونه می نگرند.

اساسا نگاهشان به حوزه عمومی چیست و اصولگرایانی مثل آقای مطهری یا لاریجانی به حوزه عمومی و طبقه میانگین تازه با چه دیدگاهی می نگرند. طبقات اجتماعی را چگونه تقسیم می کنند؟ آیا امروز به توسعه متوازن اعتقاد دارند؟ ممکن است بگوییم شخص آقای لاریجانی انسانی متین و معقول، ولی جریانی که با او همراهی می کند اگر بخواهد در معضلی فرهنگی اظهار نظر کند آیا می تواند براق اظهار نظر کند یا خیر، آن چیزی که آقای لاریجانی می گوید با دیگران متفاوت خواهد بود؟ به همین خاطر تا مواضع سیاسی و سند دیدگاهی آنها مشخص نشود نمی توان اظهار نظر کرد، ولی به لحاظ مشی و تاکتیک اینها اعتدال را گزینش کردند و جهت خود فاصله ای بین آنچه قبلا بوده و آنچه اکنون عمل می کنند، در نظر گرفته اند.

برخی معتقدند ظهور و بروز اصلاح طلبان در دولت اول آقای روحانی به طور محسوسی زیاد بود، ولی در دولت دوم او زیاد افراد اعتدالی مثل آقای واعظی نقش ایفا می کنند و افراد موثری مثل آقای جهانگیری اوضاع دیگری پیدا کرده اند. با این حال ارتباط دولت و اصلاح طلبان را چگونه می بینید؟

ممکن است آقای روحانی تاکتیک هایی را لحاظ کرده باشد، البته ارزش و منزلت افراد برابر نیست آقای جهانگیری یک ارزش و منزلت دارد و آقای واعظی شأن و منزلتی دیگر و اساسا جایگاه این افراد متفاوت هست. یکی سیاستگذار کلان است و دیگری مجری اداره کننده کلان در ستاد وزارتخانه، ولی به هر صورت ما انتقاداتی نسبت به آقای روحانی نیز داریم و او را بری از اشتباه و اشتباه نمی دانیم، البته این انتقاد راهبردی نیست. به عنوان نمونه در بحث استانداران اگر به جای آقای رحمانی فضلی، آقای شریعتمداری در وزارت کشور بود، اطمینان چندانی هم نبود که او طور دیگری عمل می کرد یا نتیجه خیلی تفاوت می داشت.

به نظر من این افراد عوض کردن ماهیتی ندارند، ولی اگر به جای وزیر کشور فعلی یکی از اشخاص آشنا شده است اصلاح طلبان قرار می گرفت (افرادی مانند مردها موسوی لاری، تاجزاده، رمضان زاده یا خود من) در آن صورت طبیعی بود که تفاوت های مشخصی وجود می داشت. بنا به شرایطی که وجود دارد، آقای رحمانی فضلی تلاش کرده هم صورت اصولگرایی خود را حفظ کند، هم به دستورات آقای روحانی عمل کند و هم افرادی را به کار بگمارد که مورد قبول بدنه اجتماعی باشند.

بدنه اجتماعی و مردم با اصلاح طلبان و اعتدالگرایان هستند. مردم نمی پذیرند که شما یک اصولگرای تندرو را به عنوان استاندار گزینش کنید. در بسیاری از استان ها افرادی معتدلی به استانداری رسیدند ولی مشی سیاسی آنها چندان اصلاح طلبانه نیست در عین حالی که ضدیت هم ندارند. به عنوان نمونه آقای مقیمی در استان پایتخت کشور عزیزمان ایران اصلاح طلب آرام و متینی است که می توان او را در قالب اعتدالیون قرار داد ولی ذات و عقبه او اصلاح طلب است.

این طبیعی که به عنوان نمونه اگر به جای آقای مقیمی آقای علی اوسط هاشمی قرار می گرفت طبیعتا گزینش هایش نیز متفاوت بود. ما به وزیر کشور انتقاد داریم که آیا در پرسشها کلان سیاسی نیرومند تر عمل نمی کند. آیا در بحران زلزله برنامه مدونی وجود نداشت یا در گزینش استانداران و فرمانداران از موضع پایین عمل شد. آیا به این اندازه نمایندگان در امور اجرایی دخالت می کنند. من اخیرا شنیده ام نماینده ای در تمام شئون اداری دخالت می کند. مدیر اداره به مدیرکل می گوید که این مدیر اداره را بگذارید. جهت این حرفم سند دارم. این مدیر اداره به مدیرکل یک استان می گوید این فرد را بگذارید.

حال فرد مورد نظر در ستاد رقیب آقای روحانی بوده هست. وزارت کشور باید از فرمانداران خود دفاع کند و بگوید اجازه ندهید که نماینده این گونه دخالت کند. واقعا جای توجیهی ندارد که نماینده ای که در اردوگاه رقیب و مخالف دولت بوده و برعلیه آقای روحانی سخن گفته مدیر اداره شهرستان را از جریان رقیب بگذارد. این عمل ضعف وزارت کشور هست. این نقصان وجود دارد که در ارتباط با وظایف و ماموریت های خود نیرومند عمل نمی کند. البته از زحمات آقای رحمانی فضلی در وزارت کشور نباید گذشت، در استان بوشهر بخشی از نمایندگان درپی این بودند که فردی ضد دولت را به استانداری برسانند و گفته بودند که اگر آقای رحمانی فضلی فلان فرد را قرار دهد ما فلان کار را می کنیم، ولی وزیر کشور محکم ایستاد و استاندار جوانی را با اقتدار قرار داد.

اینجا باید از آقای رحمانی فضلی تشکرکنیم. در نتیجه نمی توان نسبت به بعضی استاندارها مواضع یکسانی اتخاذ نمود. به نظر من آقای روحانی باید از مشاورانی استفاده کند که بتواند برنامه هایی را که تعهد کرده و بر اساس آن رأی گرفته، از وزرا بخواهد.

پاسخگویی در دولت دوازدهم را چگونه ارزیابی می کنید؟

به نظر من ساختار اطلاع رسانی دولت معیوب است که من این مساله را با واسطه به آقای روحانی، آقای واعظی و وزرای متفاوت نیز گفتم که ساختار اطلاع رسانی و پاسخگویی دولت معیوب است.

افراد خوبی نیز در این موقعیت هستند، ولی استراتژی اطلاع رسانی و مخاطب شناسی را نمی دانند و خود را بری از پاسخگویی به مردم می دانند. آقای روحانی مشاوری دارد که هر از چند گاهی فرمایشی را منعکس کرده و خیال می کند که مردم نیاز به سخنان او دارند. اگر این سخنان استراتژی های مدیر جمهور باشد بسیار هم پسندیده هست، ولی می بینیم که در بعد این مطالب چیزی نیست و تراوشات و طراحی های آن مشاور محترم است که ضمن احترام باید استراتژی داشته باشند. در همین زلزله اخیر نوعی سر در گمی در نظام اطلاع رسانی دولت دیده می شد و اگر جریان اصلاحات و بدنه اجتماعی مردم به کمک دولت نمی آمدند دولت در همین جا مقهور می شد.

اینجا نظام اطلاع رسانی دولت، وزارت کشور یا ستاد بحران کجا بوده هست. فقط یک استاندار باید هم کار بحران انجام دهد، هم به اقلام و لوازم نظارت کند و هم اطلاع رسانی کند. در چنین فضایی شخصی را سخنگو قرار می دهند که تمام اطلاعات درست و غلط را منعکس کند. همین سردرگمی موجب شد بعضی حرف های متضاد گفته شود و جامعه نیز فکر کند که میان دولت و نهادهای دیگر اختلاف وجود دارد.

در حالی که واقعیت این نیست؛ اشکال در اطلاع رسانی موجب این سوء تفاهمات گردیده هست. علت اینکه این معضل در دولت اصلاحات وجود نداشت این بود که ما شورای اطلاع رسانی را تعبیه کرده بودیم که آقای رمضان زاده مدیر و سخنگوی قوه مجریه بود و در تمام وزارتخانه ها نیز چنین شورایی وجود داشت. در وزارت کشور نیز روال همین گونه بود که بنده سخنگوی وزارت کشور بودم و دبیر اطلاع رسانی وزارت کشور و تمامی استانداری ها و فرمانداری ها را موظف کرده بودم تا شورای هماهنگی اطلاع رسانی و تبلیغات ایجاد کنند. این ساختار در وقت ما شکل گرفت. اکنون ببینید رابطه سخنگوی وزارت کشور با استانداری ها چگونه هست. می بینیم که این رویه معیوب است و افراد بر اساس دانش خود در جایگاه قرار نگرفته اند. من به عنوان مدیر ستاد خبری و کمیته اطلاع رسانی آقای روحانی بودم و همه این کارها در وقت انتخابات انجام شد.

ما بیشترین ارتباط را با رسانه ها و اینترنت ایجاد کردیم و بیش از 300 کانال در اینترنت و خبرنگار را ساماندهی کردیم. البته منظور من این نیست که دولت باید شبیه انتخابات کار کند، ولی باید گروه رصدی داشته باشد که مردم را اقناع کند. وظیفه دولت رضایتمندی و اقناع هست. این همه مردم کمک کردند و هلال احمر زحمت می کشد و استاندار و فرماندار در کرمانشاه کار می کنند ولی هنوز نتوانسته ایم رضایتمندی در مردم ایجاد کنیم.

منبع: آرمان

واژه های کلیدی: سیاسی | اطلاعات | انتخابات | اصلاح طلب | حسن روحانی | وزارت کشور | اصلاح طلبان | دکتر روحانی | ستاد انتخابات


دانلود فایل ها

نویسنده : getblogs